...غزلدرد
...خبر نمی رسد از تو چه می کند با من... عزیز خسته دلم داغ رفتنت را من
...چطور می شود اینکه ...نمی شود هرگز دورغ گفته کسی رفتن تو را ، یا من
...چقدر خسته و گیجم ، چقدر دلتنگم بیا دوباره بگو از ستاره ها ، تا من
...زمان گذشت و ساعت .....شروع فصلی سرد ودستهای جوان تو ، برف ، سرما ، من
...پرنده مرد و این ابتدای ویرانیست چراغ رابطه خاموش شد ، خدا یا من
...قبول فصل پریدن رسیده می دانم سفر به خیر ، برو ، تا همیشه اما من
...فقط بگو به منی که نکرده ام باور که مرگ شعر تو را می نویسم آیا؟ من
سپردمت به خدا ناگهان ترین پرواز
...ولی عزیزدلم داغ رفتنت را من

2 Comments:
1 ax diruz azet gerftam ke be halo havaye in neveshtat mikhore kamelan
farda mizaramesh tu logam
Hi,baad az inhame vaght unam ba 1 posteh delgir!
take care
Post a Comment
<< Home